|
مبارک باد.
سخت مي ترسم كه چشمم هميشه تر بماند سخت مي ترسم نگاهم نيز پشت در بماند باد برگردد* مرا در خود بپيچد*گر بگريم از تمام هستي ام يك مشت خاكستر بماند در خيابانهاي بعد از ظهر هاي بي هويت سايه من زير پاي سايه اي ديگر بماند روي دشت شاخه هاي يك درخت سر بريده از كبوترهاي باران خورده مشتي پر بماند حلقه دستان خود را وامكن از گردنم تا در تن مردابي ام يك شاخه نيلوفر بماند از تمام زندگي چيزي نمي خواهم جز اينكه من بمانم* با خيال تو*واين دفتر بماند دفتري كه دست يك ناشر نيالوده است انرا دفتري كه دوست دارد باز هم دفتر بماند....
بد نيست اگر كمي به هم فكر كنيم در بحبوحه خنده به غم فكر كنيم اگر خانه ما مهماني است به خشت و گل و نفوذ هم فكر كنيم هر وقت زيادمان دلي مي شكندبد نيست كه يك لحظه به غم فكر كنيم من عاشق و تو هر كه در اين عصر غريب بد نيست كمي به هم فكر كنيم
با هر که تورا گرم کند سرد مباش با هر که تو را دوا دهد درد مباش در جهان اینه ای به جز جوانمردی نیست رسوای زمانه باش و نامرد مباش.
عشق یعنی لایق مریم شدن...... عشق یعنی با خدا همدم شدن...... عشق یعنی جام لبریز از شراب...... عشق یعنی تشنگی یعنی سراب...... عشق یعنی سالهای عمر سخت...... عشق یعنی زهر شیرین ،بخت تلخ...... عشق یعنی با(( خدایا)) ساختن...... عشق یعنی چون همیشه باختن...... عشق یعنی سر به دار اویختن...... عشق یعنی اشک حسرت ریختن...... عشق یعنی انتظار و انتظار...... عشق یعنی هر چه بینی عکس یار...... |
درباره وبلاگ ![]()
ای جاودانه ترین آن گاه كه عشق زمینی را تجربه می كردم ، دلم چیزی فراتر می خواست منوی اصلی
صفحه نخست
|