تبليغاتX
·▪•●شهر زیبای من انار·▪•●

·▪•●شهر زیبای من انار·▪•●

شريف ترين دلها دلي است كه انديشه ي آزار كسان درآن نباشد.

 

 

به کعبه گفتم تو از خاکی منم خاک، چرا باید به دور تو بگردم ؟؟؟ ندا آمد تو با پا آمدی باید بگردی ، برو با دل بیا تا من بگردم...

+نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت20:56توسط اميرعلي | |



  • او شاعري است صميمي و صادق که شعرش آينه تمام نماي احوال و صفات اوست.کلام مشيري ، منزه و محترم است. او شاعري است اديب که در همه حال حرمت زبان و اهل زبان را حفظ مي کند.انديشه هايش انسان دوستانه و نجيب است و براي احساسات و عواطف عاشقانه از لطيف ترين و زيبا ترين واژه ها و تعبيرها سود مي جويد.

فريدون مشيري در سي ام شهريور ماه 1304 در تهران به دنيا آمد. در دوران خردسالي به شعر علاقه داشت و در دوران دبيرستان و سال هاي اول دانشگاه ، دفتري از غزل و مثنوي ترتيب داد. آشنايي با قالب هاي شعرنو، او را از ادامه ي شيوه ي کهن بازداشت، اما راهي ميانه را برگزيد.

او شاعري است صميمي و صادق که شعرش آينه تمام نماي احوال و صفات اوست.کلام مشيري ، منزه و محترم است. او شاعري است اديب که در همه حال حرمت زبان و اهل زبان را حفظ مي کند.انديشه هايش انسان دوستانه و نجيب است و براي احساسات و عواطف عاشقانه از لطيف ترين و زيبا ترين واژه ها و تعبيرها سود مي جويد.

مشيري، نه اسير تعصبات سنت گرايان شد، نه مجذوب نوپردازان افراطي . راهي را که او برگزيد، همان حالت ِ نمايان ِ بنيان گذاران شعر نوين ايران بود. به اين معنا که، او شکستن قالبهاي عروضي، و کوتاه و بلند شدن مصرع ها و استفاده ي بجا و منطقي قافيه را پذيرفته و از لحاظ محتوي و مفهوم هم با نگاهي تازه و نو به طبيعت، اشياء، اشخاص و آميختن آنها با احساس و نازک انديشي هاي خاص خود، به شعرش چهره اي کاملاً مشخص داده بود .

استاد برجسته " دکتر عبدالحسين زرين کوب «درباره ي فريدون مشيري گفته است: «با چنين زبان ساده، روشن و درخشاني است که فريدون واژه به واژه با ما حرف مي زند، حرف هايي که مال خود اوست، نه ابهام گرايي رندانه . شعر او سخن شاعري است که دوست ندارد در پناه جبهه ي خاص، مکتب خاص و ديدگاه خاص ، خود را از اهل عصر جدا سازد. او بي ريا عشق را مي ستايد، انسان را مي ستايد و ايران را که جان او به فرهنگ آن بسته است دوست دارد.»

فريدون مشيري در دوران شاعري خود، در هيچ عصري متوقف نشده، شعرش بازتابي است از همه ي مظاهر زندگي و حوادثي که پيرامون او در جهان گذشته و همواره، ستايشگر خوبي و پاکي و زيبايي و بيانگر همه ي احساسات و عواطف انساني بوده و بيش از همه خدمتگزار انسانيت است.

فريدون مشيري، سال ها در برخي از مجلات معروف سال هاي گذشته همچون: ماهنامه سخن، مجله گشوده، سپيد و سياه قلم زده و همکاريي نزديک با نشريات داشته است.

او در سال 1333 ، از دواج کرد و دو فرزند بنام هاي بهار و بابک داشت که هر دو دانشگاه را به پايان رسانده و در کنار آثار او، ثمره زندگي او بودند س.

کتاب هاي اشعار او بترتيب عبارتند از:

تشنه توفان، گناه دريا، نايافته، ابر و کوچه، بهار را باور کن، از خاموشي، مرواريد مهر، آه باران، از ديار آشتي، با پنج سخن سرا، لحظه ها و احساس، آواز آن پرنده غمگين.

گزينه هاي اشعار او عبارتند از:

پرواز با خورشيد، برگزيده ها، گزينه اشعار سه دفتر، دلاويزترين، يک آسمان پرنده، و همچنين برگزيده اي از کتاب اسرار التوحيد به نام يکسان نگريستن.

وي در آبان ماه 1379 در سن 74 سالگي و بر اثر بيماري، چشم از جهان فرو بست.

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت20:59توسط اميرعلي | |



سازنده ترین کلمه((گذشت)) است...آن را تمرین کن.
 
پرمعنی ترین کلمه((ما)) است...آن را به کار بر.
 
عمیق ترین کلمه((عشق)) است...به آن ارج بده.
 
بی رحم ترین کلمه(( تنفر)) است...با آن بازی نکن.
 
خودخواهانه ترین کلمه((من)) است...از آن حذر کن.
 
نا پایدارترین کلمه((خشم)) است...آن را فرو بر.
 
بازدارنده ترین کلمه((ترس)) است...با آن مقابله کن.
 
با نشاط ترین کلمه ((کار)) است...به آن بپرداز.

پوچ ترین کلمه((طمع)) است...آن را بکش.
 
سازنده ترین کلمه((صبر)) است...برای داشتنش دعا کن.
 
روشن ترین کلمه((امید)) است...به آن امیدوار باش.
 
ضعیف ترین کلمه((حسرت)) است...آن را نخور.
 
تواناترین کلمه((دانش)) است...آن را فرا گیر.
 
محکم ترین کلمه ((پشتکار)) است...آن را داشته باش.
 
سمی ترین کلمه((شانس)) است...به امید آن نباش.
 
لطیف ترین کلمه((لبخند)) است...آن را حفظ کن.
 
ضروری ترین کلمه((تفاهم)) است...آن را ایجاد کن.
 
سالم ترین کلمه((سلامتی)) است...به آن اهمیت بده.
 
اصلی ترین کلمه((اعتماد)) است...به آن اعتماد کن.
 
دوستانه ترین کلمه((رفاقت)) است...از آن سو استفاده نکن.
 
زیباترین کلمه((راستی)) است...با آن روراست باش.
 
زشت ترین کلمه((تمسخر)) است... دوست داری با تو چنین شود؟؟
 
موقر ترین کلمه((احترام)) است...برایش ارزش قایل شو.
 
آرامترین کلمه((آرامش)) است...به آن برس.
 
عاقلانه ترین کلمه((احتیاط )) است...حواست را جمع کن.
 
دست و پا گیر ترین کلمه((محدودیت)) است...اجازه نده مانع پیشرفتت شود.
 
سخت ترین کلمه ((غیر ممکن)) است...وجود ندارد.
 
مخرب ترین کلمه((شتابزدگی)) است...مواظب پلهای پشت سرت باش.
 
تاریک ترین کلمه((نادانی)) است...آن را با نور علم روشن کن.
 
کشنده ترین کلمه((اضطراب)) است...آن را نادیده بگیر.
 
صبور ترین کلمه((انتظار)) است...منتظرش بمان.
 
با ارزش ترین کلمه((بخشش)) است...سعی خود را بکن.
 
قشنگ ترین کلمه((خوشرویی)) است...راز زیبایی در آن نهفته است.
 
رسا ترین کلمه((وفاداری)) است...بدان که جمع همیشه بهتر از یک فرد بودن است.
 
محرک ترین کلمه((هدفمندی)) است...زندگی بدون آن پوچ است.
 
و هدفمند ترین کلمه((موفقیت)) است...پس پیش به سوی آن.


+نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت20:56توسط اميرعلي | |




کاش هرگز در محبت شک نبود

تک سوار مهرباني تک نبود

کاش بر قابي که بر جان و دل است

واژه تلخ خيانت حک نبود...


+نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت20:48توسط اميرعلي | |



کاش رویاهایمان روزی حقیقت می شدند


تنگنای سینه ها دشت محبت می شدند


سادگی،مهر و صفا قانون انسان بودن است


کاش قانون هایمان یکدم رعایت می شدند


اشکهای همدلی از روی مکر است و فریب


کاش روزی چشمهامان با صداقت می شدند


گاهی از غم می شود ویران دلم ، ای کاشکی


بین دلها غصه ها مردانه قسمت می شدند

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت20:45توسط اميرعلي | |



نگاه خیس منتظر میون اشکا گم میشه *** دلش رو بر میداره و راهی شهر قم میشه

می خواد نفس تازه کنه، زنجیرا رو پاره کنه *** تو این هوای بی کسی،بی کسی شو چاره کنه

هیچی نمی خواد به خدا، فقط می خواد نگاش کنی *** از بدیاش بگذری و یه بار اونو صداش کنی

سه شنبه شب رسیده قم، دلش دیگه تاب نداره *** می خواد زیارتت کنه، یه عمر که خواب نداره

پای پیاده از حرم تا جمکران راه میره *** نه خستگی می فهمه ،چون به عشق اون ماه میره

تا میرسه به جمکران عقده دل وا می کنه *** با گریه های ناتموم این دل رو رسوا می کنه

...

...

...

فقط می خواد بهش بگی از بدیات گذشته ام***بگی که اسم تو رو هم با سربازام نوشته ام

                                                    "دلتنگ" 

اللهم عجل لولیک الفرج

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت14:54توسط اميرعلي | |



  

 

 

   

                                      بسم الله الرحمن الرحيم

 از شهرهاي تاريخي استان كرمان مي باشد

 كه قدمت آن بر اساس  آثار باستاني موجود به قبل از دوره اسلام مي رسد.

نام اول آن شهر ابان aban بوده كه اكثر جغرافيدانان قرون سوم و چهارم

هجري , اين شهر را با همين نام در كتب خود ذكر كرده اند

كه در اين زمينه در كتاب سرزمينهاي خلافت  شرقي تاليف لستريج صفحه 307

 (ترجمه محمود عرفان ) چنين ذكر شده است :

در 75 مايلي شهرستان يزد نيمه راه يزد شهربابك , شهر انار قرار گرفته است

كه در جهت خاوري 60 مايل تا بهرام آباد (رفسنجان امروزي ) فاصله دارد .

اكنون انار و بهرام آباد از توابع ايالت كرمان هستند .

ولي اين ولايت  در قرون وسطي از توابع فارس  بوده است و آن را ولايت

روذان (rozan ) مي ناميدند .

سه شهر مهم ولايت عبارت بودند از :

1ـ ابان ABAN

۲ـ اذكان (AZAKAN )محل آن نامشخص است

 3ـ اناس (ONAS ) كه حوالي بهرام آباد (رفسنجان فعلي ) مي باشد .

نام انار بيشتر از عهد صفوي رايج شد در اكثر كتب  تاريخي مثل المسالك و

الممالك  ـ  احسن النفاسيم في معرفت اقاليم ذكر شده و در مورد چگونگي

تبديل ابان به انار در كتب تاريخي مطالبي وجود ندارد .

 مردم انار خود را از چند طايفه مي دانند

1ـ بومي يا فارسی

 2ـ طايفه عرب      

3ـ طايفه جديدي  

4ـ طايفه سادات.

 

 

 

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت22:17توسط اميرعلي | |



ولادت با سعادت کریمه اهل بیت، حضرت فاطمه معصومه (س)

مبارک...

**روز ملـــــی دختـــــــرای گُـــــــل ایـــــــران **

+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت13:9توسط اميرعلي | |



              

             **   كاش مي شد بار ديگرسرنوشت از سر نوشت**

             **   كاش مي شدهرچه هست بردفتر خوبي نوشت**

               **     از قلم هايي كه بر عالم رواست**

                 **  با محبت با وفا با مهرباني ها نوشت**

               **     كاش اشتباه هرگز نبودش در جهان**

                 **  داستان زندگاني بي غلط حتي نوشت**

                  ** كاش دلها از ازل مهمور حسرتها نبود**

                **   كاين همه اي كاشها بر دفتر حيرت دلها نوشت**

 

             

+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت10:33توسط اميرعلي | |



                 

 شايد آن روز که سهراب نوشت : ((تا شقايق هست زندگي بايد کرد ))

خبري از دل پر درد گل ياس نداشت بايد اينجور نوشت هر گلي هم باشي

چه شقايق چه گل پيچک و ياس زندگي اجبارست .

                  

+نوشته شده در یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت11:36توسط اميرعلي | |