|
اي به فداي قدومت كي به خوابهايم رنگ حقيقت ميدهي
و وجودم را مالامال از بوي دلانگيز نرگس به همراه عطر محمدي ميكني
كي پاهاي گذشته از سرزمين كربلايت را بر روي چشمانم ميدهي تا سرمه چشمانم با قدومت و خاك دلانگيز حسينم شود.
آقايم كي ميايي
كي ميايي تا به همه بخصوص كساني كه ميشناسنت ولي باورت ندارند نشانت بدهم و بگويم اين بود گلي كه برايتان ارمغان آمدنش را داده بودم.
مولايم
هر روز با اشك چشمانم، كوچه را شستشو ميدهم تا يك روز بيايي
بارها در خيالم، من بودم و شما در روبرويم
اي كاش اين جمعه بيايي
و مرا از وهم و خيال برهانيد
گل نرگسم بيا
|