تبليغاتX
ღஜشهر زیبای من انارஜღ
ღஜشهر زیبای من انارஜღ

شريف ترين دلها دلي است كه انديشه ي آزار كسان درآن نباشد.


راز و رمز گلها

گل سرخ : عشق آتشين مرا بپذير

غنچه گل : براي نخستين بار قلبم بخاطر تو لرزيد

گل ميخك : قلبم را به تو تقديم مي كنم

گل شقايق : زندگيم فقط بخاطر عشق توست

گل بنفشه : هميشه بياد من باش

گل اطلسي : نمي دانم مرا دوست داري يا نه

گل محمدي : ترا از صميم قلب مي پرستم

گل شب بو : در شب مهتاب رويت را مي بوسم

گل هميشه بهار : عشق تو براي هميشه در قلب من رخنه كرده

گل داودي : از صداي دلپذير تو لذت مي برم

گل اشرفي : اين هديه را از من بپذير

گل اقاقيا سفيد : عشق پاك ، نتيجه ازدواج و خوشبختي

گل ميمون : يك بوسه مي خواهم نه بيشتر

گل يخ : از عشق تو نا اميدم

گل لادن : گاهي از من ياد كن

گل سفيد : مي سوزم و مي سازم

گل مينا : بي وفا به دلداده خود رحم نكردي

گل كامليا : فداكاري در راه عشق خوشبختي مي آورد

گل زرد : از تو بيزارم.

گل نسترن : شهرت را بر عشق رجحان دادي

گل ساعتي : در واپسين دم زندگي ، خوشبختي تو را مي خواهم

گل پژمرده : افسوس كه بهاي عشقت را ناچيز پنداشتم

گل مريم : به پاكدامني تو درود مي فرستم

گل كوكب : چرا بيهوده قلبم را افسرده مي سازي

گل رازقي : شفا و بهبودي ترا آرزو دارم

گل لاله : تو كه دل مرا غم زده مي خواهي ، اين من و اين دل دردمند

من

گل سنبل : تو به منزله باغ پر گلي هستي كه دلداگان را از تو نتيجه اي

نيست

گل بيدمشك : اگر مي سوزم و خاكستر ميشوم ، گناه از بخت نا مساعد

من است ، ترا مي بخشم.

گل رازيانه : هر چند در كنارم نيستي ولي گناهت در تنهايي مونس

منست

گل ناز : ناز و دلبري جامه ايست كه بقامت تو دوخته اند

گل ياسمن : دستي استكه دامن دلدار مي گيرد و زباني است كه تمنا مي

كند.

گل ياس : از من نخواه كه جز راستي سخن گويم ، من شيفته تو هستم.

گل چاي : بختم بيدار و طالعم ميمون است

گل هرزه : حساس و مو شكافم و بر عشق گذشته حسرت مي خورم

گل حنا : بيشتر از اين ديگر فريب ترا نمي خورم

گل شيپوري : به تو اطمينان ميدهم كه جنجال حسودان در عشق ما اثري

نخواهد داشت

گل مرواريد : اين آواز حزين دلداده ايست كه براي آخرين بار سخن

ميگويد

گل سوري : عزيزم با من مهربانتر از گذشته باش

گل عباسي : تو مايه اميد و سرچشمه آرزوهاي مني

گل شمعداني : عشق لازمه زندگي ست و بدون عشق نميتوان زنده بود

گل نرگس : خود را اين همه سزاوار عتاب نمي بينم ، دلم از نامهرباني

هاي تو بستوه آمده است.

 

 

 

 


چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387  توسط اميرعلي  |

 

تقدیم به بهترینم

 

دلم برای خنده هات برای دل سوزوندنات

برای هر نفست واسه نوازش نگات

دلم برای همه چیت شده یه آلبوم کوچیک

یه آلبوم دیدنی که می شه تواون خاطره دید

یه آلبوم ازتووچشات ازتوونقش خاطرات

ازتوکه امیدمنی ازتوکه میمیرم برات

اگه بری داغون می شم بدون توتموم می شم

پیشم بمون عزیزدل فقط با توآروم می شم

می خوام برای موندنت واسه همیشه خوندنت

ماهی شم وشناکنم تونازکای پیرهنت

آخه تو امیدمنی پرتوخورشید منی

توبهترین دلیل من برای زنده موندنی

وقتی که بارون می باره غنچه ی عشقو  می کاره

انگارچشاتو می بینم که آرومم نمی ذاره

چی می شه آشنام بشی؟ خیل ترانه هام بشی؟

تواوج این ناامیدی تعبیر رویاهام بشی؟

چی می شه توخندیدنت توی ترانه خوندنت

برای دلخوشی من بگی که راسته موندنت؟

هرچی بخوای همون می شم مجنون این زمون می شم

فقط نرو،باهام بمون برات ترانه خون می شم

من تورو تو رویای دور تودشت سبزپرغرور

اون جایی که قاصدکا فراوونن،کرور کرور

دیدم که بی رویا بودی بدون من تنهابودی

دلت نمی خواست بخونی آروم وبی صدا بودی

من اما آرزوت می شم توآوازت سکوت می شم

واسه کشیدن چشات قشنگترین خطوط می شم

آخه توامیدمنی پرتوخورشید منی

توبهترین دلیل من برای زنده موندنی


یکشنبه بیست و ششم آبان 1387  توسط اميرعلي  |

 

انتظار...

چشمان بي فروغم طولاني بودن اين جاده بي انتها را باور ندارد و

 شانه هاي نحيف من تاب وتوان بار سنگين جدايي را...!

خسته ام از انتظار.با پاهاي خسته و دستهاي خالي بيش از اين

                                مرا منتظر نگذار.

 


جمعه بیست و چهارم آبان 1387  توسط اميرعلي  |

 

سکوت

سکوت نه از بي صداييست.

نفس هست و حرف هم.

ناگفته ها و گفته شده ها. شنيده ها و نشنيده ها.

سکوت از نبودن بغض نيست. از بي دردي نيست.

سکوت از عادت نيست.

 

از روزمرگي و فراموش شدگي. از خواب و رخوت و بي حوصلگي. از دلتنگي.

سکوت از فريادهاي در گلو مانده است و نعره هايي که هيچ وقت شنيده نشد.

همه چيز هست و گوشي نيست براي شنيدن. جز سکوتي که گاه و بيگاه همدم فريادهايي است

 

که بي خبر و ناخواسته از روزهايي دور ميايد.

از دلتنگيهايي که فراموش شده. از خيانتهايي که به روزگار شده.

نه انگار....

 

 باز هم حرفي نيست

 


سه شنبه بیست و یکم آبان 1387  توسط اميرعلي  |

 

یا امام رضا

فرارسیدن میلاد   هشتمین اختر تابناک امامت و  ولایت  امام رضا (ع)

 

را به تمامی دوستان و عاشقان  آن حضرت تبریک عرض می کنم.

                  

                

سلام امام رضای مهربونم.سلام عزیزتر از جونم

 

الهی فرشته قربون صدای ناز تو

 

الهی ارزوهام فدای اون چشای تو

 

ارباب مهربونم .دلم این روزا خیلی هواییته.دیشت وقتی چشام به عکست خیره شدن یادم به شبایی

 

اومد که با حرف زدن با همین چند تا عکس صبح می شد.

 

خوش به حال زائرایی که الان تو حرمت در حال زیارتن خوش به سعادتشون.

 

           (   اقاجون تولدت مبارک)

          


یکشنبه نوزدهم آبان 1387  توسط اميرعلي  |

 

انتظار عجیب

چه انتظار  عجیبی

تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی

عجیبتر که چه آسان نبودنت شده عادت

نه کوششی نه وفایی

فقط نشسته و گفتیم خدا کند که بیایی


پنجشنبه شانزدهم آبان 1387  توسط اميرعلي  |

 

ای دل....

بگذار بوی بهار بیاید بگذار سبزه های تازه رسته با موسیقی نسیم به رقص نشیند

بگذار این بار

سنگین اند وهای جانکاه و چسبنده از شانه هایم بر داشته شود.بگذار به مهمانی

شادیها بر وم

خانه را به گلهایش بیارایم و فضا را با عطر ش خواستنی کنم بگذار ارام باشم ای من

ای قلب اندوهگین

ای به کنجی نشسته ای تنهای جاودانه .بگذار به میان همه گل خنده های شادی

همه انسانهای

دل شاد بر وم وطعم خوش و خوب شادی را بچشم .تو با من چه میکنی ؟ چرا چنین

پر مهیب جانم را

می سوزانی

ندانستم که غم اگر پایدار بماند سینه را می سوزاند و عزلت نصیب ادمی میکند

ندانستم که اگر من

نخواهم شادی نخواهد امد و غم نخواهد رفت زمان گذشت به خود امدم بیگانگی را

گریزاندم با خود

یگانه شدم تو را یافتم ای همه من دیگر نخواستم بگذارم روزهایم شبهایم و دقایق

عمرم به هر انگیزه ای

در تیرگی غم بسو زد و بپو سد .

می دانم که اگر بخو اهم با کژ یهای زمانه می توانم به ستیزه بر خیزم غم را مغلوب

کنم و شادی بنشانم

سر بر شانه اش بگذارم دست در دستش به روی زندگی به روی مهربانی به روی

انسانیت و به روی

لبخند بزنم و چنین می کنم .

ای دل دست در دست دلت بگذار بگذار بی اندوه باشم اگر اندوهی هست گذرا باشد

از ان جهت باشد

که قدر شادی را بدانم و بگذار به قلبهای مهر بان محبت وعشق هدیه کنم انوقت

خواهی دید که زندگی

چگونه خواهد بود و نسیم چه پیامی خواهد داشت....


چهارشنبه پانزدهم آبان 1387  توسط اميرعلي  |

 

تقدیم به آسمون قلبم...

آسمون به دریا گفت : این بالا خیلی خوبه ٬ همه جا رو میشه دید ٬ دریا

گفت : این پایین از اون

بالا هم بهتره ٬ چون فقط تو رو میشه دید ... تقدیم به آسمون قلبم

 

 Just For My Love


چهارشنبه پانزدهم آبان 1387  توسط اميرعلي  |

 

عادت عشق

                      

عادت همه چيـز را ويران مي كند واي بر روزي كه

چيزي ـ حتي عشـــــق ـ عــادتـمان شـود ...عاشق كم است

 وسخن عاشقانه  فراوان ديگر سخن گفتن عاشقانه،

دليل عشق نيست و آواز عاشقانه  خواندن ،

دليل عاشق بودن ولي اي دوست ، تو نگاه عاشقانه ات

 را عاشقانه نگهدار و كلام ساده ي عاشقانه ات

 را خالصانه بگو و هميشه به ياد داشته باش

شب عشق در كنار عشق بوده است

 

 


سه شنبه چهاردهم آبان 1387  توسط اميرعلي  |

 

الهی.......

وقتي باور بودن در ذهن خسته ام جايي براي بودن ندارد؛

 وقتي گناه مثل ريسماني گردن آويز روح پاك و انساني ام شده است؛

با كلمه مقدس عشق قلبم را دار مي زنند؛ زندگي مثل بن بستي همه ي هستي ام را در يك لحظه

به نيستي مي رساند.

چشمان اشك آلودم را مي گشايم مؤذن اذان مي گويد و خورشيد در پس شهر به اميد سپيده است.

با خود مي گويم: او مرا مي خواند؛

به رسم بندگي آب را در سياهي جسم و روحم محو مي كنم و به سوي تو مي آيم...

احساس زندگي در وجودم زنده مي شود و با اميد به سويت پر مي گشايم. ستايشت مي كنم ،

 به ركوع مي روم در مقابل اين همه عظمت گل هاي بنفشه ي كنار باغچه ركوع مي كنند.

سر به سجده كه مي گذارم حس قلبي دوباره در درونم زنده مي شود و آرامش وجودم را فرا مي

گيرد....

                   

 

      


یکشنبه دوازدهم آبان 1387  توسط اميرعلي  |

 

الاسلام علیک یا غریب الغربا

امشب بدجوری کبوتر دلم هوای حرم امام رضا رو کرده،دلم می خواست الان مشهد بودم ،کنار

ضریح

مقدس امام رضا...

        

        

        

اقا جون ؛ 

 بد جوری دلم هواتو کرده یادمه هروقت دلم از نامهربونیها گرفته وهر وقت دلم شکسته منو طلبیدی...

یاد اون هدیه ای افتادم که توی حرمت گرفتم،شاید از همون روز بود که دلم یه جور دیگه هوای حرمت

میکنه

اقاجون؛

دلم می خواد دوباره منو بطلبی بیام کنار ضریحت بشینم وتا حاجتم رو ندی از جام بلند نشم

می دونی که حاجتم چیه..، یا  امام رضا ازت میخوام تمام جونا  رو عاقبت بخیر کنی همشونو.

راهزن بود دلش ، راه مرا زد آقا !

مصلحت بود شوم قسمت مرتد آقا

غزلی توبه ام از دست ندانم هایم

بین تاریکی و خورشید مردد آقا

ضرری دارد اگر نیم نگاهی بکنی

تا شوم راحت از این حسّ مجرد آقا

فرصت زمزمه ای را به دلم برگردان

فرصت شعر و پریشانی ممتد آقا

مدتی هست کمی روسریم شک دارد

مدتی است کمی بد شده ام بد آقا

هرکه پرهیزترین است برایش انگار

می رسد از در و دیوارپیامد آقا

چشم ها قصد ندارند سخاوت باشند

چشم هامان شده دیوارتر از سد آقا

وَ اِذا زلزلت الارض همین امروز است

قهر کردند مگر ال محمد آقا ؟

فکر ، پابوس پر از عشق تو را گم کرده است

شهر ما قبله ی عشاق ندارد آقا

نذر کردیم فقط هر که شود طوقی تر

بفرستیم به پرواز به مشهد آقا

سال هشتاد و دو از نامه من یادت هست

و جوابی که نوشتی و نیامد آقا

ولی امسال به پیوست کمی خسته ترم

خسته از چون و چرا ،باید وشایدآقا

دو سه روزی ست کبوتر شده حالم،ممنون

که جنون می وزد از کوچه مجرد آقا

پریسا مقصودی از نیشابور

 


شنبه یازدهم آبان 1387  توسط اميرعلي  |

 

ولادت حضرت معصومه

ميلاد با سعادت کريمه اهل بيت حضرت فاطمه معصومه (سلامه الله عليها)  و روز دختر بر تمامی دختران ایران زمین  مبارک باد.


جمعه دهم آبان 1387  توسط اميرعلي  |

 

باران, رحمت الهی

خدایا شکرت به خاطر این همه نعمت که به ما ارزانی دادی .
امشب هوای شهرمون خیلی قشنگه اولین باران امساله که هم اکنون داره می باره  بارون کویر  باریدنش خیلی قشنگه خیلی .خدا یا شکرت
 
شکرت به خاطر رحمتت که بر سر مردم این شهر باریدن گرفته ممنونم ازت خدا.
انشاالله امسال سال پر خیر و برکتی برای شهرمون و کشورمون باشه .انشاالله

jaduyesokoot

          ((کاش باران میدانست معنی انتظار چیست ....

            و ای کاش آسمان میدانست درد دل این کویر خسته و تشنه چیست!))



جمعه دهم آبان 1387  توسط اميرعلي  |

 

باز هم آدینه ای امد و تو جانا نیامدی ...............

بارالها !

چگونه باور کنم نبودنش را وقتی که محبت دستی نوازشگر در تار و

پود وجودم ریشه می دواند چگونه باورکنم سکوت دریای چشمهایم را

وقتی

که قایق مهربانیش بی ناخدا دراوج آسمانها به پیش میرود.

آدینه که می شود قاصدکهای دلم را روانه آستان دوست می کنم تا پیام

آور

حضور صدفی باشد که یازده مرواید سبز را با خود به همراه دارد .

وقتی

کسی نیست که درد آشنایم باشد فرشته ای پیدا می شود تا در خلوت

شبهای تار تسلی بخش خاطرم باشد.

هنوز ستاره ای بی نورم که در انتظار شعاعی از خورشید لحظه

شماری

می کنم. کویری در انتظار آبم و حتی دریای اشکهایم کویرتف زده

وجودم را

سیراب نمی کند. از ستارگان آسمان سراغ می گیرم و چون پرنده ای

عاشق گمگشته ام را درمیان فرشتگان آسمان می جویم.

با من بگو چگونه از رویش یاس ها بگویم ، وقتی که نرگسی های

چشمم

در انتظار آمدنت سوسو می زنند. هر شب با یاد تو به خواب می روم و

صبح

در انتظار ... می دانم که می آیی و غبار غم و اندوه هزاران ساله را

از

قلبهای خسته مان می زدایی و اشکهای زلالمان را از گونه هایمان برمی

چینی. می آیی و ضریح گمشده یاسی کبود را نشانمان میدهی و مسیح

مریم را با خویش همراه می سازی .

می آیی و صندوقچه موسی را برایمان می گشایی و آنگاه در کنار کعبه

عشاق سر بر آستان بندگی خدایی می سایی که آمدنت را به منتظران و

مستضعفان جهان وعده داده بود.

می آیی و در فراسوی نگاه منتظرمان، قلبهای کوچک و امیدوارمان را

به هم

پیوند میدهی و آن روز، روز شادی چشمهای منتظری است که عاشقانه

می گریند و به سویت بال و پر می گشایند .


پنجشنبه نهم آبان 1387  توسط اميرعلي  |

 

تقدیم به بهترینم

نگاه مرا باور کن

دستان مرا باور کن

احساس مرا باور کن

قلب مرا باور کن

حرف مرا باور کن

آري .......

اظطراب در نگاه من از شور عشق توست

لرزش دستانم از انتظار ديدار توست

احساس گرمم از حرارت نگاه توست

تپش قلبم از به ياد آوردن خاطرات توست....

و حرف من اين است :

عشق يعني چشم خيس مست او

زير باران دست تو در دست او

به (*)



چهارشنبه هشتم آبان 1387  توسط اميرعلي  |

 

دوستی دوستی می آفریند

دوستی دوستی  می آفریند   

دوستی

     

دوستی غنچه میدهد

 

غنچه گل میکند

 

گل عشق به همراه دارد        

 

عشق رنج می آفریند

 

رنج تولدمژده میدهد

 

تولد نیاز در پی دارد

 

نیاز جستجو می طلبد

 

جستجو خدا در بر دارد

 

خدا دوستی به ارمغان دارد

 

دوستی دوستی می آفریند!

 


دوشنبه ششم آبان 1387  توسط اميرعلي  |

 

تنهایی...

                       هر وقت دلتنگ شدی به یاد بیار   

کسی رو که خیلی دوستت داره  

هر وقت ناامید شدی به یاد بیار  

کسی رو که تنها امیدش توئی  

وقتی پر از سکوت شدی به یاد بیار  

کسی رو که به صدات محتاجه  

وقتی دلت خواست از غصه بشکنی  

به یاد بیار کسی رو که تو دلت یه کلبه ساخته


اگه تنها شدنم ای خدا یه قسمته

پس بزار تنها بمونم تنهائی یه نعمته

خدا یار بی کسونه خدا خیلی مهربونه

تو برو با روزگارت چی می شه خدا می دونه


یکشنبه پنجم آبان 1387  توسط اميرعلي  |

 

زمان...

در گذرگاه زمان

خیمه شب بازی دهر

روزها با تلخی و شیرینی خود میگذرند

 عشقها میمیرند

رنگها رنگ دگر میگیرند

و فقط خاطره ها

چه شیرین و چه تلخ

دست ناخورده بجا می مانند

 

شنبه چهارم آبان 1387  توسط اميرعلي  |

 

شهادت امام جعفر صادق(ع)

سالروز شهادت ششمین اختر تابناک امامت امام جعفر صادق(ع) را به تمامی دوستداران آن حضرت
 
تسلیت  عرض می نمایم.
 
" امام صادق (ع) می فرمایند:
 
. بهترین عبادت همواره اندیشیدن درباره خدا و قدرت اوست.
 
.داناترین مردم به خدا راضی ترین انها است به تقدیرات الهی.
 
.دوست ندارم جوان شما را جزدر دو حال ببینم: عالم یا علم اموز.
 
امام صادق (ع) در روز ۱۷ ربیع الاول سال ۸۳ هجری قمری در مدینه متولد شد.پدر
 
گرامی ان حضرت امام
 
محمد باقر(ع) و مادر ارجمندش ام فروه دختر قاسم بن ابی بکر می باشد.نام
 
شریفش جعفر و لقب
 
معروفش صادق و کنیه اش ابو عبدالله می باشد.

جمعه سوم آبان 1387  توسط اميرعلي  |

 

گویند

گويندخدا بالاست ؛اما اگر به فراز ِ كاج نگاه كني نخواهي ديدش. راستي چرا؟

اگر اعماق ِ معدن ها را بكاوي ؛ او را در طلاي معادن نخواهي يافت

اگرچه اين نور ِ اوست كه در هر چه شكوهمند است، مي درخشد.

چقدر او خوب و مهربان است!

كه روي حقيقت ِ زمين و آسمان روكش انداخته و خود را همچون عشقي،

كه مثل رازي در قلب حبس مي شود،در پرده قايم كرده است

اما من همچنان حس مي كنم آغوش ِ گرم ِ اواز همه ي آفريدگان

و هر چه كه به چشم و گوش مي آيد،به سوي ِ من گشوده شده است

مثل اين مي ماندکه مادر ِ مهربانم نيمه شب لبهای مهربانش را بر پلكهاي بسته ي

من مي نهد

مرا نيمه بيدار مي كند، و مي گويد:

نازنين،

حدس بزن چه كسي تو را در تاريكي بوسيده است؟!“




پنجشنبه دوم آبان 1387  توسط اميرعلي  |

 

جمله های زیبا

* خدايا برداده و نداده و گرفته ات شکر ،که :
داده ات نعمت است و نداده ات حکمت و گرفته ات امتحان
   


* هر اتفاقي که در زندگيمان رخ ميدهد,

هر کسي که در راه زندگيمان پديدار ميشود,

به وسيله يک نيروي الهي فقط براي ما به ارمغان

فرستاده ميشود, تا ما را قوي تر, رهاتر و انسان تر کنند.

 

* بياموزيم كه مجروح كردن قلب ديگران بيش از دقايقي طول نمي كشد، ولي
التيام بخشيدن آن به سالها وقت نياز دارد
 
 * خدايا به هرچه دل بستم تو دلم را شکستي،
هر کجا که خواستم دل دردمندم را آرامش بخشم،
تو آن را از من گرفتي ودرميان طوفان هاي وحشت زاي حوادث رهايم کردي
تابه هيچکس و هيچ چيز جز خودت دل نبندم...

"دکتر چمران"

*به پيش آور دو دست خالي خود را...
ببينم چشم هاي خيست آيا گفته اي دارند؟
بخوان مارا...بگردان قبله ات را سوي ما...اينک وضويي کن...
خجالت مي کشي از من...بگو, جزمن کس ديگر نمي فهمد...
به نجوايي صدايم کن...بدان آغوش من باز است...
شروع کن يک قدم با تو...تمام گام هاي مانده اش با من

*آنگاه که دوست داري همواره کسي به يادت باشد به ياد من باش که من همواره به ياد توا’م.
از طرف بهترين دوست شما : خدا

*خداوند به فرشتگان عقل داد، بدون شهوت.حيوانات را شهوت داد، بدون عقل و
انسان را شهوت داد با عقل ؛ هر انساني که عقلش به شهوتش غلبه کند
 از فرشتگان بهتر است و هر انساني که شهوتش بر عقلش غلبه کند بدتر از حيوان است

* دوست داشتن كساني كه دوستمان مي‌دارند كار بزرگي نيست،
مهم آن است كه آنهايي كه ما را دوست ندارند، دوست بداريم

* کوچيک تر که بودم فکر مي کردم بارون اشک خداست
ولي مگه خدا هم گريه مي کنه چرا بايد دل خدا بگيره!!!!
دوست داشتم زير بارون قدم بزنم تا بوي خدا رو حس کنم
اشک خدا را تو يه کاسه جمع کنم
تا هر وقت دلم گرفت کمي بنوشم تا پاک و آسماني شوم!
آسمان که خاکستري مي شد دل منم ابري مي شد
حس ميکرم که آدما دل خدا رو شکستند
 و يا از ياد خدا غافل شدند همه مي گفتند باران رحمت خداست
ولي حس کودکانه من مي گفت:
خدا دلش از دست آدما گرفته

* حرف آخرم به خدا:
خداي من ديگه از من بي نگاه مهربونت چيزي نمونده... چرا كمكم نمي كني؟
نکنه منتظري تو گناه غرق بشم و اونوقت رسوام کني ..بگي اينه بنده ي گناهکارم!!!
به دادم برس که بي ياريت شکسته ام بيچاره من...
نه دري جز عنايت تو مي شناسم نه تواني واسه رفتن دارم
باور كنم سوختن منو مي بيني و سكوت مي كني؟
مي دونم كه خطاكار تر از من رو پناه دادي...
دو دست خالي خودمو به سوي تو دراز مي كنم… زبونم بستست ولي با
قطره هاي اشكم صدات مي كنم...
غوغاي دل شكستم
 

چهارشنبه یکم آبان 1387  توسط اميرعلي  |

 

شهرانار

سلام دوستای عزیز امشب این پستو به دلیل گله یکی از همشهریام یه بار دیگه می گذارم امیدوارم قانع بشه.از اینکه این پست تکراریه ببخشید.

   تاریخچه شهرانار:

انار یکی از شهرهای تاریخی استان کرمان می باشد که قدمت آن بر اساس آثار باستانی موجود به دوره قبل از اسلام می رسد.نام اول این شهر ابان بوده  که اکثر جغرافیدانان قرون دوم وچهارم هجری در کتب خود این نام را ذکر نمودهاند که در این زمینه در کتاب سرزمینهای خلافت شرقی تالیف لسترنج صفحه 307 چنین ذکر شده است :" در75 مایلی شهرستان یزد نیمه راه  یزد - شهربابک شهر انار قرار گرفته که در جهت خاوری 60 مایل تا بهرام آباد (رفسنجان کنونی) فاصله دارد. اکنون انار و بهرام آباد از توابه ایالت کرمان هستند.ولی این لایت در قرون وسطی از توابع ایالت فارس بوده است و نام آن را ولایت روزان می نامیدند سه شهر مهم این ولایت عبارت بودند از:1.ابان (انار امروزی) 2.اذکان (محل آن نا مشخص) 3. اناس(حوالی بهرام آباد رفسنجان کنونی می باشد).نام انار بیشتر از عهد صفوی رایج شده و در مورد چگونگی تبدیل آن از ابان به انار در کتب تاریخی مطلبی وجود ندارد."

 


                موقعیت جغرافیایی شهر انار:

انار ازلحاظتقسيمات کشوری یکی از بخشهای تابعه شهرستان رفسنجان می باشد که با وسعتی بیش از 3100 کیلومتر مربع در شمال این شهرستان واقع شده است. این بخش از شمال به استان یزد (شهرستان مهریز) ، از غرب به شهرستان شهربابک، از شرق به بخش نوق از توابع رفسنجان و از جنوب به بخش کشکوییه محدود می شود. مرکز این بخش شهر انار می باشدکه در 30درجه و 53 دقیقه عرض شمالی و در 55 درجه و 18دقیقه طول شرقی واقع شده است. این شهر در بین جاده ترانزیت یزد - کرمان و برسر دوراه تهران -بندرعباس و تهران - كرمان قرار گرفته و به علت همين وضعيت از موقعيت نسبي ويژه اي برخوردار است. فاصله آن تا مركز استان (شهر كرمان ) 210 كيلومتر و تا مركز شهرستان (رفسنجان) 90 كيلومتر مي باشد. 

 


                اماکن مذهبی:

آستانه امامزاده محمد صالح انار :اين بنا مرقد شريف يكي از فرزندان يا نوادگان امام موسي كاظم (ع) است كه بر اساس اقوال موجود در قرون اوليه اسلامي  در اين شهر زندگي مي كرده و همينجا دار فاني را وداع گفته است اكنون أرامگاه اين امامزاده شريف در ميان مردم انار و حتي شهر هاي ديگر از جايگاه ويژه أي بر خوردار است تاريخ دقيقي از بناي اوليه اين بقعه در دست نيست اما  بر سنگ مرقد تاريخ  757 ه.ق درج گرديده كه احتمالا تاريخ باز سازي اين بقعه مي باشد كه اين  تاريخ به دوران تسلط أل مظفر بر منطقه كرمان ويزد مربوط است هرچند كه قسمت تاريخي اين بنا در زير حجم عظيمي از سازه هاي جديد مدفون گرديده اما گنبدخانه و ايوان قديمي آن كه بسيار متناسب و شكيل اطراف قبر را فرا گرفته اند  به علاوه گچبري هاي نفيس داخل آن كه تركيب خاص خود را دارد چشمهاي زيبا پسند  را به شوق مي آورد این بنا در شمال شهر واقع شده است.آستانه آن متشکل ازگنبدخانه -ایوان - شبستان - صحن جدید و صحن قدیم می باشد که قدیمی ترین قسمت آن  گنبدخانه و ایوان آن است که از شاهکارهای معماری قرن هشتم می باشد. گنبد خانه متعلق به دوره ایلخانان می باشد. 

 

  مقبره بشر حافي: اين بنا منسوب به يكي از عرفاي گذشته به نام بشربن حارث معروف به بشر حافي صحابي امام موسي كاظم (ع) مي باشد كه همراه امامزاده محمد صالح به اين شهر آمده و همين جا دار فاني را وداع گفته است . آرامگاه او  يك بناي خشتي با گنبدي زيباست و در حومه شهر انار واقع گرديده است . ساختار اين بنا شباهتهايي با  هسته تاريخي بناي امامزاده محمد صالح دارد وچنين به نظر مي رسد معاصر با بناي مذكور باشد(قرن هشتم). قدمت این بقعه 800 سال می باشد. همچنین در این بقعه آرامگاه بحرالعلوم کرمانی ، اولین نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی در دوره مظفرالدین شاه  که از طبقه علمای کرمان انتخاب می شدند می باشد که در اثر سانحه ای در نزدیکی انار دچار مصدومیت شده و طبق وصیت ، ایشان را در این بقعه دفن مینمایند. 

مسجد خواجه شريف : اين مسجد با نام خواجه شريف مشهور است و آنچه در مورد خواجه شريف در تاريخ آمده  اين است كه وي يكي از سرداران شاه عباس بوده و لقب مين باشي داشته. مين از كلمه من به معني هزار مي آيد بنا بر اين مين باشي يعني كسي كه هزار سرباز تحت فرمان داشتهاست وي در حدود سه قرن پيش (اواخر صفويه ، اوايل افشاريه مي زيسته است و با پيشرفتي كه در دستگاههاي حكومتي داشته به ولايت مداري انار مي رسد . اين مسجد داراي گرمخانه (مسجد زمستاني ) زيبايي است . عليرغم دخل و تصرف انجام شده در نما بناها هنوز هم هويت تاريخي و سنتي را مي توان در آن ديدو اين مسجد قريب سه قرن قدمت دارد.

 : مسجد جامع

 : مسجد حاج محمد حسين


                               اماکن تاریخی:

قلعه انار

اين قلعه در مساحت قابل ملاحظه أي بر روي يك تپه صخره اي بنا شده است . فضا هاي داخلي اين بنا در سه طبقه بوده است كه اكنون تخريب گشته است و تنها  برجها و باروي آن موجود مي باشد  گرچه در مورد قدمت اين بنا كار علمي صورت نگرفته است ولي عليرغم تخريب هاي صورت گرفته هنوز شواهدي  در اين بنا  از دوره اسلامي به چشم مي خورد هرچند كه قدمت قبل از اسلام نيز براي آن بعيد نيست  اكنون كار  مرمت حصار و برج هاي اين قلعه  در حال اجراست. اما پژوهش باستان شناسي نيز  جهت  هويدا نمودن پلان داخلي لازم است .   

                                           

 کاروانسرای انار
اين بنا هم  در كنار امامزاده محمد صالح شهر انار و براي خدمات دهي به مسافران و زوار اين امامزاده ساخته شده و اكنون نيزكاملا سرپا و سالم است و مدتي نيز  به عنوان يك مركز فرهنگي مورد بهره برداري قرار مي گرفت  . به علت جاده مهم کاروانروی تهران - کرمان این کاروانسرا از موقعیت خاصی برخوردار بوده است . اين كاروانسرا با پلان مربع و با صحن مركز احداث گرديده چهار شترخان (سالن) به طور متقارن اطراف صحن ساخته شده و ورودي آنها از چهار گوشه صحن مي باشد از ويژگي هاي معماري اين بنا تزئينات قسمت ورودي اصلي بناست كه معمار هنرمند آن با تلفيق گچبري و آجر كاري نقوش هندسي زيبايي را خلق كرده است . اين بنادر عهد صفویه ساخته شد و در عهد قاجاریه بنای آن تکمیل گردید.   

 

خانه ابوالحسن خان :

 اين بنا كه خانه اي مجلل است متعلق به ابوالحسن خان اناري حاكم  انار و رفسنجان درزمان
ناصر الدين شاه قاجار مي باشد . اين بنا در مركز شهر انار و نزديك قلعه (ارگ) انار واقع گرديده است . اين عمارت در وسعتي قابل ملاحظه (بيش از 2000 متر )  و در چند بخش اندروني _ بيروني و نارنجستان  بنا گرديده است كه اكنون قسمت اعظم آن موجود و از نظر ساختاري سالم و پابرجاست حمام زيبايي نيز توسط همين شخص در كنار اين بنا احداث گرديده كه اكنون زير خاك مدفون اما سالم است
.  

يخدان انار : 

از ديگر بنا هاي تاريخي در سطح اين شهر است كه روزگاري در گرماي طاقت فرساي كوير  مردم اين شهر را ياري مي نموده تا آبي خنك و گوارا  داشته باشند . اين بنا متعلق به دوره قاجاريه بوده و اكنون در مركز يكي از محلات انار (محله يخدان) واقع گرديده است . يخدان انار عليرفم فرسودگي قابل احياست ومرمت آن به بافت شهري زيبايي خاصي خواهد بخشد   

 ديگر بنا ها :
اماكني چون  خانه خادم آستانه  – خانه مهدوي ها – اداره طرق - مدرسه سعدي – درمانگاه سعدي -برج بشر آباد – عمارت برخورداري بشر آباد – قلعه داود آباد – آب انبار حسين آباد و  دهها اثر تاريخي ديگر كه در توابع شهر انار پركنده اند  همگي نشان از رونق و آبادي ديار انار از گذشته هاي دور است.

 


              محصولات شهر:

محصول شهر اناربیشتر باغات پسته می باشد که در زمانهای گذشته محصولات زیادی کاشت و برداشت می شد ولی به علت کمبود اب هم اکنون بیشتر محصول این شهر پسته می باشد که تک محصولی می باشد.

            


چهارشنبه یکم آبان 1387  توسط اميرعلي  |

 


ای جاودانه ترین آن گاه كه عشق زمینی را تجربه می كردم ، دلم چیزی فراتر می خواست

خط بطلان بر تمام آن ها كشیدم و دل در گرو عشق تو سپردم . نوری از عشق تو مرا در گرفت

چه عشقی و چه حلاوتی ، چه نعمتی ... خداوندا ! عشقت را از من دریغ نكن .


 

 

یک نگاه یک لبخند
انجمن فناوري اطلاعات وارتباطات شهرستان انار
سيستم تبليغات شهرستان انار
فصلی میان اردی بهشت
آفتاب جاوید
دانشگاه آزاد اسلامي واحد انار
انارنت
هيئت فاطميون شهرستان انار
آشیانه ی عشق
فانوس شکسته
دلشكسته
عشق جا زدن و کنار کشیدن نیست
من مرد تنهای شبم
سیاسی فرهنگی اجتماعی
شهربابک در یک نگاه
كلبه ي دوستي
هيئت علمدار شهرستان انار
پایگاه جهانی شهر انار
کاش می شد فهمید در دل آسمان چه می گذرد
استخاره با قران
يا ابا صالح المهدي
سازمان حج الزیاره
آخرین منجی
·▪•●MRH●•▪·
سازمان صدا وسیما
يوسف زهرا
سايت اموزش و پرورش شهرستان انار
بازار کار
هواشناسی
سازمان ملی جوانان
قطره های اشک
پسر بهار
عشق-خودشناسی-موفقیت
زندگی من یعنی افکار روزانه من
عشق با سرعت نور
همسفرعشق

 

 

 

 

RSS 2.0


M.R.H Company انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس