|
دوستان خوبم ببخشید از اینکه مدتی نبودم ولی دوباره برگشتم در کنار دوستان عزیزم کارمو
ادامه بدم.ممنونم از همتون که این چند وقت منو شرمنده کردین.
عصر یک جمعه ی دلگیر، دلم گفت بگویم،
بنویسم که چرا عشق به انسان نریسیدست، چرا آب به گلدان نرسیدست؟
و هنوزم که هنوز است، غم عشق به پایان نرسیدست.
بگو حافظ دلخسته ز شیراز بیاید، بنویسد که هنوزم که هنوز است
چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیدست؟ و چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیدست؟
عصر این جمعه ی دلگیر، وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس،
تو کجایی گل نرگس

|