تبليغاتX
·▪•●شهر زیبای من انار·▪•● - بی تو...

خدايا با تو حرف زدن آسان است . آسان تر از نگاه كردن به

 

افقهاي ملايم روبرو و از تو حرف زدن دشوار است

 

دشوارتر از گنجاندن اقيانوس هاي نا آرام در كاسه اي مسي

 

خدايا من مشتاقانه منتظر ميمانم تا شب از راه برسد

 

و ماه با چشمان سبز مرا برانداز كند

 

آنگاه دستهايم را كه سايه گناهان سمج روي آن افتاده مي شويم

 

و لابه لاي گلهاي باغچه و كنار پاشويه حوض

 

دنبال طنين صداي تو ميگردم

 

خدايا اگر بخواهم به پرونده سياه و روزهاي كبودم نگاه كنم

 

و به كوله بارم كه پر از سنگ است

 

هرگز نميتوانم پيش تو سربلند و سبكبار باشم

 

من قول داده بودم كه دستها و قلب شكسته ام  را

 

براي تو نگه دارم

 

من قول داده بودم كه در خيابانهاي رويا گم نشوم و پروانه ها را

 

كنار پرچينها به حال خود رها نكنم

 

خدايا مهم نيست كه در بهشت باران مي بارد يا نه 

 

مهم نيست كه جاده هاي جهنم به كجا ختم ميشوند

 

و آيا ساكنانش مي توانند در سايه يك درخت سدر

 

نفس تازه بكشند يا نه

 

فقط عشق را به من بياموز و مرا چون دوستان خود رستگار كن

 

خدايا براي ستايش تو نيازي به اين كلمات شوريده و عاشق نيست

 

با يك اشاره ابرو هم ميتوان شاعرانه از تو حرف زد

 

اولين سطر شعرهايم را هميشه تو ميگويي

 

 و اولين كلمه بوي دلتنگي ميدهد

 

خدايا نامهاي نوراني تو را يكي يكي از جبرئيل مي پرسم

 

و در سايه سار آنها آرام مي گيرم

 

تو را به بزرگترين نامت سوگند ميدهم كه

 

خوابهايم را با خرده ريزهاي ستارگان متبرك كني

 

خدايا بي تو تماشاي كهكشانها و درياها لطفي ندارد

 

بي تو دنيا يك اتاق خالي است كه از عطر عشق و زندگي تهي است

نوشته شده در جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 9:52 توسط اميرعلي| |