* خدايا برداده و نداده و گرفته ات شکر ،که :
داده ات نعمت است و نداده ات حکمت و گرفته ات امتحان
داده ات نعمت است و نداده ات حکمت و گرفته ات امتحان
* هر اتفاقي که در زندگيمان رخ ميدهد,
هر کسي که در راه زندگيمان پديدار ميشود,
به وسيله يک نيروي الهي فقط براي ما به ارمغان
فرستاده ميشود, تا ما را قوي تر, رهاتر و انسان تر کنند.
* بياموزيم كه مجروح كردن قلب ديگران بيش از دقايقي طول نمي كشد، ولي
التيام بخشيدن آن به سالها وقت نياز دارد
* خدايا به هرچه دل بستم تو دلم را شکستي،
هر کجا که خواستم دل دردمندم را آرامش بخشم،
تو آن را از من گرفتي ودرميان طوفان هاي وحشت زاي حوادث رهايم کردي
تابه هيچکس و هيچ چيز جز خودت دل نبندم...
هر کجا که خواستم دل دردمندم را آرامش بخشم،
تو آن را از من گرفتي ودرميان طوفان هاي وحشت زاي حوادث رهايم کردي
تابه هيچکس و هيچ چيز جز خودت دل نبندم...
"دکتر چمران"
*به پيش آور دو دست خالي خود را...
ببينم چشم هاي خيست آيا گفته اي دارند؟
بخوان مارا...بگردان قبله ات را سوي ما...اينک وضويي کن...
خجالت مي کشي از من...بگو, جزمن کس ديگر نمي فهمد...
به نجوايي صدايم کن...بدان آغوش من باز است...
شروع کن يک قدم با تو...تمام گام هاي مانده اش با من
ببينم چشم هاي خيست آيا گفته اي دارند؟
بخوان مارا...بگردان قبله ات را سوي ما...اينک وضويي کن...
خجالت مي کشي از من...بگو, جزمن کس ديگر نمي فهمد...
به نجوايي صدايم کن...بدان آغوش من باز است...
شروع کن يک قدم با تو...تمام گام هاي مانده اش با من
*آنگاه که دوست داري همواره کسي به يادت باشد به ياد من باش که من همواره به ياد توا’م.
از طرف بهترين دوست شما : خدا
از طرف بهترين دوست شما : خدا
*خداوند به فرشتگان عقل داد، بدون شهوت.حيوانات را شهوت داد، بدون عقل و
انسان را شهوت داد با عقل ؛ هر انساني که عقلش به شهوتش غلبه کند
از فرشتگان بهتر است و هر انساني که شهوتش بر عقلش غلبه کند بدتر از حيوان است
انسان را شهوت داد با عقل ؛ هر انساني که عقلش به شهوتش غلبه کند
از فرشتگان بهتر است و هر انساني که شهوتش بر عقلش غلبه کند بدتر از حيوان است
* دوست داشتن كساني كه دوستمان ميدارند كار بزرگي نيست،
مهم آن است كه آنهايي كه ما را دوست ندارند، دوست بداريم
مهم آن است كه آنهايي كه ما را دوست ندارند، دوست بداريم
* کوچيک تر که بودم فکر مي کردم بارون اشک خداست
ولي مگه خدا هم گريه مي کنه چرا بايد دل خدا بگيره!!!!
دوست داشتم زير بارون قدم بزنم تا بوي خدا رو حس کنم
دوست داشتم زير بارون قدم بزنم تا بوي خدا رو حس کنم
اشک خدا را تو يه کاسه جمع کنم
تا هر وقت دلم گرفت کمي بنوشم تا پاک و آسماني شوم!
آسمان که خاکستري مي شد دل منم ابري مي شد
تا هر وقت دلم گرفت کمي بنوشم تا پاک و آسماني شوم!
آسمان که خاکستري مي شد دل منم ابري مي شد
حس ميکرم که آدما دل خدا رو شکستند
و يا از ياد خدا غافل شدند همه مي گفتند باران رحمت خداست
و يا از ياد خدا غافل شدند همه مي گفتند باران رحمت خداست
ولي حس کودکانه من مي گفت:
خدا دلش از دست آدما گرفته
* حرف آخرم به خدا:
خداي من ديگه از من بي نگاه مهربونت چيزي نمونده... چرا كمكم نمي كني؟
نکنه منتظري تو گناه غرق بشم و اونوقت رسوام کني ..بگي اينه بنده ي گناهکارم!!!
به دادم برس که بي ياريت شکسته ام بيچاره من...
نه دري جز عنايت تو مي شناسم نه تواني واسه رفتن دارم
باور كنم سوختن منو مي بيني و سكوت مي كني؟
مي دونم كه خطاكار تر از من رو پناه دادي...
دو دست خالي خودمو به سوي تو دراز مي كنم… زبونم بستست ولي با
قطره هاي اشكم صدات مي كنم...
غوغاي دل شكستم

خداي من ديگه از من بي نگاه مهربونت چيزي نمونده... چرا كمكم نمي كني؟
نکنه منتظري تو گناه غرق بشم و اونوقت رسوام کني ..بگي اينه بنده ي گناهکارم!!!
به دادم برس که بي ياريت شکسته ام بيچاره من...
نه دري جز عنايت تو مي شناسم نه تواني واسه رفتن دارم
باور كنم سوختن منو مي بيني و سكوت مي كني؟
مي دونم كه خطاكار تر از من رو پناه دادي...
دو دست خالي خودمو به سوي تو دراز مي كنم… زبونم بستست ولي با
قطره هاي اشكم صدات مي كنم...
غوغاي دل شكستم

نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت
19:53 توسط اميرعلي| |





