ضریح
مقدس امام رضا...

اقا جون ؛
بد جوری دلم هواتو کرده یادمه هروقت دلم از نامهربونیها گرفته وهر وقت دلم شکسته منو طلبیدی...
یاد اون هدیه ای افتادم که توی حرمت گرفتم،شاید از همون روز بود که دلم یه جور دیگه هوای حرمت
میکنه
اقاجون؛
دلم می خواد دوباره منو بطلبی بیام کنار ضریحت بشینم وتا حاجتم رو ندی از جام بلند نشم
می دونی که حاجتم چیه..، یا امام رضا ازت میخوام تمام جونا رو عاقبت بخیر کنی همشونو.
راهزن بود دلش ، راه مرا زد آقا !
مصلحت بود شوم قسمت مرتد آقا
غزلی توبه ام از دست ندانم هایم
بین تاریکی و خورشید مردد آقا
ضرری دارد اگر نیم نگاهی بکنی
تا شوم راحت از این حسّ مجرد آقا
فرصت زمزمه ای را به دلم برگردان
فرصت شعر و پریشانی ممتد آقا
مدتی هست کمی روسریم شک دارد
مدتی است کمی بد شده ام بد آقا
هرکه پرهیزترین است برایش انگار
می رسد از در و دیوارپیامد آقا
چشم ها قصد ندارند سخاوت باشند
چشم هامان شده دیوارتر از سد آقا
وَ اِذا زلزلت الارض همین امروز است
قهر کردند مگر ال محمد آقا ؟
فکر ، پابوس پر از عشق تو را گم کرده است
شهر ما قبله ی عشاق ندارد آقا
نذر کردیم فقط هر که شود طوقی تر
بفرستیم به پرواز به مشهد آقا
سال هشتاد و دو از نامه من یادت هست
و جوابی که نوشتی و نیامد آقا
ولی امسال به پیوست کمی خسته ترم
خسته از چون و چرا ،باید وشایدآقا
دو سه روزی ست کبوتر شده حالم،ممنون
که جنون می وزد از کوچه مجرد آقا
پریسا مقصودی از نیشابور 




