چشمان بي فروغم طولاني بودن اين جاده بي انتها را باور ندارد و
شانه هاي نحيف من تاب وتوان بار سنگين جدايي را...!
خسته ام از انتظار.با پاهاي خسته و دستهاي خالي بيش از اين
مرا منتظر نگذار.


نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت
6:45 توسط اميرعلي| |





