خدایا چه غریب است درد بی کسی و چه تنهایم در این غربت که تو هم از من رویگردانی
و اینک باز به سوی تو آمدم تا اندکی از درد درونم را برایت باز گویم
و خدایا تو بهتر میدانی آنچه درونم است تنهایی و بی کسی ام را دیده ای،
دربه دری و آوارگی ام را و هزارو یک درد که بزرگترینش ناامیدی است.
خدایا همه را کنار گذاشته ام اما با ناامیدی و بی هدفی نمی توانم بسازم
صبرم بسیار است اما پوج وبی هدف میدوم .
خسته شده ام خسته خسته.............

نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت
22:25 توسط اميرعلي| |





