دنیا تا بوده وهست همین است تا هنگامی که بر صورتش لبخند
زنی حرمت آشنایی تو را نگه خواهد داشت واما امان از روزی که
جرقه ی امیدی برای خنداندن ودلخوش کردنش نداشته باشی ان
وقت است که میله ی سرخی از بی وفایی بر دیدگانت میکشد تا از
دیدن زیبایی های زندگی محروم شوی وچاره ای نداری جز اینکه
بنشینی و بسوزی و آخرش هم به درد خودت بمیری بی انکه
کسی کنارت نشسته باشد و برایت اشک دلسوزی ودوست داری بریزد و..........

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت
12:18 توسط اميرعلي| |





