|

نمی دانم چگویم
نمی دانم چه خواهم
نمی دانم کجاییم
نمی دانم که هستم
نمی دانم که
به راستی که نمی دانم که در زمینم یا در آسمان
براستی نمی دانم که زنده ام یا مرده
به راستی نمی دانم که عاشقم یا معشوق
به راستی که نمی دانم..............نمی دانم................نمی دانم
هر سه شنبه دلم بسویت می آید اما نمی دانم که تو آن را می بینی
هرسه شنبه دلم هوایت می کند اما نمی دانم که می فهمی
هر سه شنبه اشکهایم بسویت روانه میشود اما نمی دانم که تو آن را احساس می کنی
و هرسه شنبه دل تو را صدا می زند ولی حیف که تو نمی شنوی یا شاید می شنوی و جوابی نمی دهی
ای جانم به قربانت.............جوابی ده تا حس کنم که هستم و تو نیز هستی
اما حتی اگر تو مرا نخواهی من تو را می خواهم ای مهربانترینم و ای زیباترینم و ای آرامش روح دردمندام
و ای .....
در این شبهای زیبا می خواهم که تو سرنوشت مرا زیبا ببینی یا مهدی جان
جانم به قربانت ای امام عشق و احساس
در این شبهای عزیز من حقیرهم از دعای خیرتون بی نصیب نگذارید

|